از تتو تا کردن زن همسایه

توضیحات 1 : احساس کردی که لباش رو لباته؟ مگه تو چشم نداری که ببینی؟ البته جقیا حس بینایشونو از دست میدن

توضیحات 2 :



آدرس صفحه بایگانی شده :


متن صفحه بایگانی شده :

از تتو تا کردن زن همسایه Skip to main content


- داستان سکسی
- عکس سکسی
- انجمن
- گالری ها
- نظرسنجی ها
- ارسال داستان
- عضو شوید!
- چت
- گروه‌ها

ورود نام کاربری: * کلمه ی عبور: *


- به شهوانی بپیوندید
- درخواست کلمه ی عبور جدید

تاپیک‌های داغ


- ♥♡♥ انــــــ♥ـــــرژی مــــــثـــــ♥ـــبـــــت ♥♡♥
- *(آلبوم عکس خاله میترا)*
- ♥ღ ♥ دوزخیان ♥ ღ♥
- metaal666�گالری سکســی.•♥•*´Aletta Ocean EMPIRe...آلتا اوشن`*•♥•.
- قابل توجه کسانی که سنگ اعراب روبه سینه می زنند..!
- کس صافه
- حتمااین پیام روبخونین ونظرتون روبگین
- غار شهواني
- عکس سکس ضربدری و گروهی ایرانی
- ஜ ..سوتـہ دلاטּ.. ஜ

نظرات اخیر


- Energy
- Energy
- درود بر شما و ادبت گلم
- Energy
- Energy
- كسكش ميري دانشگاه درس بخوني
- Energy
- ♪♫ .. خاله میترا .. ♫♪
- Energy
- کاپیتان

خانه از تتو تا کردن زن همسایه

سلام این اولین داستانه منه که دارم مینویسم امیدوارم خوشتون بیاد داستان کاملا واقعیه من الان حدود 2سال با شهوانی اشنا شدم و دوست داشتم داستانه خودمو براتون بگم مردونه اگر خوب بود بگید اگرم فکر میکنید ساختگیه مهم نیست.
داستان رو تقریبا به صورت خلاصه میگم که زیاد طولانی نشه اما قول میدم ارزش وقت گذاشتن و خوندن رو داره.

داستان از اونجایی شروع شد که در نزدیکی خونه ما منزل عمم اینا بود ما تو یه مجتمع بودیم که بلوک بندی بود و عمم طبقه ششم اون بلوک بودن که یه همسایه دیوار به دیوار داشتن که شامل دختر خونواده مریم و خواهرش که شوهر داشت و پدر مادرش و شوهرش میشد. شوهرش ازون لاتای گنده بود تو محل. مریم زیاد رفت و امد میکرد خونه عمم اینا منم خوب زیاد اونجا میرفتم و یه مواقعی مریم رو اونجا میدیدم همیشه با چادر بود و من همیشه سعی میکردم یه جوری دیدش بزنم. درضمن من اسمم ف.ه هست الان 19 سالمه داستان برای پارسال تابستونه. من رو بدنم تتو زیاد دارم و مجبور شدم برای ترمیمش برم دستگاهشو بخرم تا بتونم خودم تتومو ترمیم کنم. یه مدت گذشت من شنیدم شوهر مریم معتاد شده و مریم میخواد طلاق بگیره با کمک شوهر عمم تونست غیر حضوری طلاقشو بگیره و من با شنیدن این خبر خوشحال شدم. یه روز که بعد از مدتها رفتم خونه عمم یه دفعه یادش افتادم و گفتم به بهانه اشغال گذاشتن برم تو راهرو شاید دیدمش. از قضا بعد از برگشتن دیدم در خونشون باز شد و مریم ته اتاق ایستاده بود مشخصات مریم یه زن 28 ساله تقریبا تپل قد متوسط چشم زاق که سینش فکر کنم 85بود خلاصه مریم اومد بیرون و به من گفت شنیدم دستگاه تتو داری تتو هم میزنی؟؟ من با اینکه زیاد وارد نبودم به تتو زدن گفتم اره برا چی میخوای گفت بهت میگم بعدا الان میخوام برم جایی شمارتو بده منم شمارمو دادم به گوشیم تک انداخت شمارش افتاد.2روز بعد بهم اس ام اس داد که طرح برای تتو داری منم گفتم نه اما میتونم از اینترنت بگیرم برات اونم گفت باشه منم میام بریم کافی نت بگیریم. با هم رفتیم کافی نت طرح مورد نظرشو براش گرفتم و قرار شد خبر بده که کی میاد برای تتو. تو این مدت منم هرشیب بهش اس میدادم تا جایی که سر صحبت رو باهاش باز کردم و موضوع رو به علاقه کشوندم و گفتم همیشه وقتی تو خونه عمم اینا میدیدمش دوست داشتم بوسش کنم و کلا دوسش داشتم اونم گفت منم همین حسو به تو دارم. منم وقتی دیدم چراغ سبزو نشون میده زودت تلاش میکردم تا قرار بزارم برای تتو. چند روز گذشت که ساعت ده صبح گفت بیا من یه مکان سراغ دارم میتونیم بریم اونجا هیشکیم نیست که مزاحممون بشه منم از خدا خواسته قبول کردمو رفتیم طرف اون مکانی که میگفت یه خونه قدیمی تو دولت اباد بود از در رفتیم تو خونه جوری بود که یه حوض وسط بود چندتا اتاق دوره خونه بود که یکیش برای خواهر زاده مریم بود رفتیم داخل اتاق من شروع کردم در ساکمو باز کرد دستگاه تتو رو ورداشتم و اماده کردم اونم اهنگ گذاشت و گفت شروع کنیم منم گفتم لباستو درار چون میخواست پشت کمرش تتو بزنه. اونم لباسشو دراورد سوتینشم دروورد و جوری که من نبینم سینشو خوابید رو زمین و گفت شروع کن منم طرح رو براش پشتش هک کردمو اماده زدن تتو شدم از بالا به سمت پایین خیلی اه اوه میکرد میگفت خیلی درد داره بزور تا نصفه های کمرش اومد و گفت دیگه نمیتونه و استراحت کنیم فضای اتاق خیلی گرم بود و تنها وسیله خنک کننده یه پنکه بود که اونم درست کار نمیکرد منم عرق کرده بودم بهم گفت لباساتو دربیار راحت باش گرمتم نمیشه منم لباسمو دروردمو خوابیدو بغلش سرمو باهاش رویه یه بالش گذاشتمو مشغول صحبت باهاش شدم که احساس کردم چشاش چیزی داره میگه منم چشامو بستم سرمو بردم نزدیکتر طوری که مثلا باهم کل کل کنیم اونم سرشو اورد نزدیک انقدر اینکارو کردیم که احساس کردم لبش رو لبمه و داره ازم لب میگیره منم از خدا خواسته دستمو دورش حلقه کردمو رفتم روش. بعد 5 دقیقه بلند شدم شلوارگرمکنی که پوشیده بودو درووردم خیلی حال کردم خدایی بدنشو کونش نقصی نداشت لباسای خودمم دروردم. ازقبل تو کیفم که همرام بود کاندوم گذاشته بودم که اگر شرایظ جور شد استفاده کنم کاندومو باز کردم کشیدم رو کیرمو اروم خوابیدم روش یه ذره باهاش وررفتم بعد اروم کیرمو فرستادم تو کسش خیلی داغ بود واقعا لذت بخش بود مدتها بود منتظر این لحظه بودم چند تا تمبه زدم اما چون باره اولم بود زود ابم اومداما نمیخواستم تموم بشه هی بازم تلمبه میزدم اما انگار کیررم تازه از بی حسی درومده باشه داشت دردم میگرفت کشیدم ازش بیرونو خوابیدم بغلش بوسش کردمو ادامه تتو رو براش زدم بعد از 2ساعت تتوشو سرهم کردمو به امیده اینکه تو ترمیمش بازم بتونم بکنمش بهش گفتم برای ترمیم 32 هفته دیگه بیا اونم تشکر کرد و با هم زدیم بیروون رسوندمش دم ببلوکشونو خودم رفتم خونمون شب که شد دیدم دیگه جواب نمیده چند روز گذشت فهمیدم بعد از برگشتن با خانوادش دعواش شده و از خونه رفته بعد هم که بهش زنگ زدم دیدم خاموش کرده و الان که یک سال گذشته ازون موضوع خونشونو ازون جا بردن و من هیچ خبری ازش ندارم خیلی لذت بخش بود باهاش سکس کردن.

پایان

درضمن ببخشید اگر بد نوشتم و ابو تاب ندادم چون واقعا بلد نیستم و اولین بارمه که داستان مینویسم منتظر نظراتتون هستم اگر خوب بود بگید تا جریانه بقیه سکس هامم بنویسم اما خداوکیلی اگر ایراد میگیرید درست بگیرید چون واقعا حقیقتو نوشتم پرچمتون بالاست خدافظ

نوشته:‌ FH میانگین: 2.4 نمره شما: هیچ :میانگین 2.4 ( 5 رأی )


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید
-
-
-
-




- زن همسایه

27 نظر هیچ نوع جذابیتی نداشت لطفا نوشته Sousha در 26. دى 1391 - 8:32

هیچ نوع جذابیتی نداشت
لطفا دیگه ننویس


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

"از قضا بعد ازبرگشتن دیدم در نوشته آريزونا در 26. دى 1391 - 10:24

"از قضا بعد ازبرگشتن دیدم در خونشون باز شدو مریم ته اتاق ایستاده بود"

آخه چطورى در خونشون باز شد وقتى مريم ته اتاق ايستاده بود؟؟؟


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

ديكه ننويس عمو جان نوشته Dr.Abbas در 26. دى 1391 - 11:46

ديكه ننويس عمو جان


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

کل داستان ی طرف آمیز عبد هم نوشته reza2920 در 26. دى 1391 - 12:13

کل داستان ی طرف آمیز عبد هم یه طرف


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

احساس کردی که لباش رو نوشته MISS RAMESH در 26. دى 1391 - 12:22

احساس کردی که لباش رو لباته؟
مگه تو چشم نداری که ببینی؟
البته جقیا حس بینایشونو از دست میدن و باقیه حساشون قوی میشه. مثل لامسه. و یه حس دیگه ای که تو این موجودات قویه اون فندقی که تو سرشونه توانایی زیادی تو کس گویی داره.
خاهشن ننویس با این نگارش مسخرت
: شامل دختر خونواده مریم وخواهرش که شوهر داشت و پدر مادرش و شوهرش میشد. نه خدایییی این جمله ای که نوشتی رو یه بار بخون.
ننویس


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

نه خوب بود به نظر من تتو رو نوشته Alijo0on در 26. دى 1391 - 12:45

نه خوب بود به نظر من
تتو رو که کردی بعدشم طرفو کردی میزاااااااااااااان
درستشم همینه نیازیه که تو همه هس
موفق باشی و با کیری استواار


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

باشه نوشته EIS در 26. دى 1391 - 13:25

باشه


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

داستان را نخوندم ولی مثل نوشته Pentagon U.S.A در 26. دى 1391 - 13:30

داستان را نخوندم ولی مثل همیشه از کامنت زیبای آمیز-عبدالکسخل عزیز لذت بردم.
دست مریزاد آمیز-عبدلکسخل عزیز متن زیبایی که نوشتی را دو بار خوندم .
شاد, پیروز و تندرست باشی دوست عزیز

Pentagon U.S.Army
(پژمان)


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

شاید این اتفاق برات افتاده نوشته جمال اقا در 26. دى 1391 - 13:44

شاید این اتفاق برات افتاده باشه جوون ولی دیگه ننویس که حالم ازاین نگارشت بهم خورد یااگه دوست داری بدو بیراه بشنوی میتونی ادامه بدی


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

ye zarre keshesh midadi نوشته پسری از تبریز در 26. دى 1391 - 13:59

ye zarre keshesh midadi khob..


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

ببین دیگه ننویس...از تو نوشته پیرفرزانه در 26. دى 1391 - 14:32

ببین دیگه ننویس...از تو نویسنده ذر نمیاد...اگه میخوای فحش نخوری اینورا نیا...همون بیا خزعبلات رو بخون...بهتره...انتشار خزعبلات جرمه...و عده ای هستن که اخر مخ زنی هستن و ممکنه مخت رو بریزن رو بند حیاط..یا با ابگوشت کله مختو تریت کنن بریزن جلو نمیدونم چیا...دیگه ننویس..
اخه مشنگ اون بوم که میخواست تابلو نقاشی تو بی هنر بشه تو اون گرما ...گرم کن پوشیده بود...این شفته رو که درس کردی یه بار خوب لقد/لگد/میکردی..بعد میزدیش به دیوار...


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

خدا کنه دوباره ببینیش نوشته rrami در 26. دى 1391 - 14:37

خدا کنه دوباره ببینیش


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

bebin boz bache man faqat نوشته raha3k30 در 26. دى 1391 - 15:13

bebin boz bache man faqat azat mikham khodet in kose sheri ke sare ham kardi ro ye bar bekhon balke 2ta fosh be khodet bedi ke hesabe kar daset biyad.
be ja chakhan neveshtan darseto bekhon antar:@>:)


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

یک کلام بنویس دختر همسایه عمم نوشته رامین خان بهادر در 26. دى 1391 - 15:38

یک کلام بنویس دختر همسایه عمم اینا رو گائیدم . بد بخت با این داستان نویست


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

به به پیر فرزانه عزیز با این نوشته parvazi در 26. دى 1391 - 17:04

به به پیر فرزانه عزیز با این کامنت زیبا .

جناب من که داستانتو نخوندم ولی کامنتها حقشون 100 امتیاز هست خدایی.


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

برو بچه. مال این حرفا نیستی. نوشته Haj mehdi در 26. دى 1391 - 19:10

برو بچه. مال این حرفا نیستی. کسی مجبورت نکرده بنویسی. هر موقع یاد گرفتی بیا. اسلحه بیخ کونت نزاشتن که...


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

اصلا ارزش نداری فحشت بدم نوشته heraxi در 26. دى 1391 - 19:30

اصلا ارزش نداری فحشت بدم


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

حالا ماکه دستمون مثل عبدلکسخل نوشته k_bang در 26. دى 1391 - 22:27

حالا ماکه دستمون مثل عبدلکسخل تو قلم نیس (ولی خوب این عبدل یه پا شاعره دمت گرم حاجی ایول) که بخوایم باشعر بگیم به عنوان خاننده ی متنت میگم اول تو چرک نویس بنویس بعد یه مدت پاک نویس کن همشخصیت خودت محترم میمونه هم به شعور خواننده توهین نمیشه


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

کونتو چرب کن چون میخوام نوشته KILL BOY در 26. دى 1391 - 23:10

کونتو چرب کن چون میخوام دستگاه تتو رو بکنم تو کونت
اخه از کجا فهمید تو دستگاه تتو داری کونی
سرتو بردی نزدیک نگفت بزار برینم بخوری
روزی چند بار جق میزنی
حوض خونه قدیمیه تو کونت دروغ گو


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

کونتو چرب کن چون میخوام نوشته KILL BOY در 26. دى 1391 - 23:11

کونتو چرب کن چون میخوام دستگاه تتو رو بکنم تو کونت
اخه از کجا فهمید تو دستگاه تتو داری کونی
سرتو بردی نزدیک نگفت بزار برینم بخوری
روزی چند بار جق میزنی
حوض خونه قدیمیه تو کونت دروغ گو


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

کونتو چرب کن چون میخوام نوشته KILL BOY در 26. دى 1391 - 23:12

کونتو چرب کن چون میخوام دستگاه تتو رو بکنم تو کونت
اخه از کجا فهمید تو دستگاه تتو داری کونی
سرتو بردی نزدیک نگفت بزار برینم بخوری
روزی چند بار جق میزنی
حوض خونه قدیمیه تو کونت دروغ گو


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

khili zaye bod khob balad نوشته سراب34 در 27. دى 1391 - 0:13

khili zaye bod khob balad nisti nanevis kasi ke majboret nakarde


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

baba khob nanevis kasi ke نوشته سراب34 در 27. دى 1391 - 0:15

baba khob nanevis kasi ke majb oret nakarde


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

چرا میگی درووردم - دروود نوشته Malkam khan در 27. دى 1391 - 0:19

چرا میگی درووردم - دروود ...
در اتاقشون به کون تو حساس بود که یهو باز شد!؟
گنده لات محل چه زود معتاد شد بعد زود فهمیدن بعد طلاق غیابی گرفتن بعدشم تو زنشو گاییدی !
عججججب...


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

"شلوارگرمکنی که پوشیده بودو نوشته -7-seven در 27. دى 1391 - 0:50

"شلوارگرمکنی که پوشیده بودو درووردم "
مشنگ!این محاوره ای نوشتن نیست این غلط نوشتنه ."د ر آ و ر د م" درسته . افتاد؟ و البته 500 تا سوتی دیگه نوشتاری و ساختاری و محتوائی هم داری که حال نداشتم بنویسم . حالا همین یکی را یاد بگیر .
جان هر کی دوست داری کسی مجبورت کرده بنویسی؟؟


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

:& نوشته darkan.darkan در 27. دى 1391 - 1:56

:&


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

ب کون اعتقاد داری؟ سعی کن نوشته Hell Boy69 در 27. دى 1391 - 11:27

ب کون اعتقاد داری؟
سعی کن همیشه اعتقاد داشته باشی
چون خودت و دستگاه تتو و کسی ک اومده بود باید برین تو کونم


- برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

Your browser does not support JavaScript. Update it for a better user experience. footer links


- قوانین کاربری
- نکات مهم کاربری
- حریم خصوصی
- پرسش و پاسخ
- نقشه سایت
- روش آپلود عکس

داستان های تازه : دیدن لز به صورت زنده : هنوز عذاب وجدان دارم : کون دادن من و خالم : دید زدن تهمینه توی توالت : کون داغ مهسا : خیانت در سالگرد ازدواج : کون دادن مامانم به پزشک رادیولوژیست : یکی از شبای داغ الهه و میثم : تجلی تلخ : غنچه بازدیدهای تازه عکس سکسی جدید تقدیم به شهوانی های عزیز metaal666�گالری سکســی.•♥•*´Aletta Ocean EMPIRe...آلتا اوشن`*•♥•. کس نمایی زنان و دختران ایرانی در اماکن عمومی کون دادن من و خالم دیدن لز به صورت زنده حضور حماسی بانو در هیئت محبان نکاح ساک زنی در پیک نیک کون دادن مامانم به پزشک رادیولوژیست عکس های سکسی مخصوص خانم های سکسی ( مردان داغ ) - سری پنجم انواع کلیپ های سکسی برای موبایل(‏سکس باحیوانات در پست اول) جدیدترین عکس ها شرتم تنگ شده یا باسنم گنده؟ کسب فیض از حاج آقا علم الهدا دعای باسن کبیر استفاده ابزاری از مسواک برقی عمو جیم و زوجتین تپانش در زن حاجی هی علی النکاح تپانش با چاشنی درکونی گایش در وان پستونام داره منفجر می شه مالش قهرمانانه شجره طیبه باسن نمایی بر فراز شهر بیعت با کیر عظیم الجثه فاکر فوری نیازمندیم تبیین مبانی نکاح بسیجی و دختر دستت رو بذار به روی رونم/ با کله برو به توی کونم همکاری با گاینده کیر سواری مبحث عدالت در امر تقسیم دیلدو سرباز امام زنان مراقب تحرکات دژمن حال دادن به آقاجون باز جورابمو کثیف کرد دوجنسه ی مشعوف آقامون برای سکس به مشوق نیاز داره تبیین مبانی باسن هجمه به ساحت سولاخین میثاق با مقام معظم خرطوم فرازهایی از نوسانات کیر دراز قمبل اندازی دوجنسه حماسه سازی کیر کلفت در کس تنگ شوهر بیچاره ام در خاک گور/ پشم های کس من هم گشته بور روابط دوستانه بانوان بلوند تپانش به ساحت مقدس کس تپانش با یک دست نرمش صبحگاهی درست و حسابی بخور و بکُن عزیزم عجب مه مه هایی داری مزیت کلاس خصوصی انجام اعمال زناشویی